تو روزی با غم سنگین ز شهرم کوچ خواهی کرد
و من در پرنیان خاطرات خویش به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه خواهم کرد
و در عمق افق فریاد خواهم زد:
تو ای عاشق ترین عاشق
سکوت سنگفرش یادها را یک زمان بشکن
و در امواج رویاهای رنگارنگ مرا یک دم به یاد آور
که در تکرار معصوم نفسهایت نیازی خسته می جوشد
به هر جا می روی بی من ؛کسی را جستجو کن باز
که در اعماق چشمان بلوریت تمام هستی اش را جستجو می کرد

درد دل یار()